دو: از شنیدن کلمه ی خانم چاوشی خسته شدم! امروز دلم میخواست به مهندس بگم من نرگسم... نرگس خالی... چاوشی اسم دور منه...
سه: من به اشتباهاتم افتخار نمیکنم هیچ وقت نکردم! پشیمونم اما از خیلی کارها و خیلی چیزها... پشیمونم اما پذیرفتم....
چهار: باید رفت... مث من که از یاد تو... مث تو که از شهر من....
پنج: کلاس هارمونیکا ثبت نام کردم و غمگینم! ببین هیچ کس غم جمله های ادم رو نمیفهمه... غم کلمه ی ساده ی خوبم! بهترم! غم مسری نیست اما ذاتیه.... تا کجا میتونم فرار کنم به شادی پوچ الکی...با کدوم قرصا... تا کی....
برچسب:
نویسنده: الینا حسینپور